نكات مديريتي
نكات مديريتي

جملات كوتاه  

دردنياي كسب و كار ، آينه عقب هميشه شفافتر از شيشه جلوست
(وارن بافت)
لازم نيست تغيير كنيد ، بقا اجباري نيست.
(ادوار دمينگ)
چيزي بيهوده تر از انجام كارآمد كاري كه اصلا نبايد انجام شود نيست.
(دراكر)
يك شركت به جايي نمي رسد اگر تفكر محدود به مديريت شود.
(اكيو موريتا)
مهمترين وسيله يك دفتر كار سبد دورريختنيهاست.
(مالكوم فوربس)
(به مرئوسي كه  هرگز خطاي رئيسش را نميبيند اعتماد نكن
)
(
وقتي باهوشتر ازخود را به كار مي گيريد ثابت مي كنيد از آنان باهوشتريد)
گرنت
(ناراضي ترين مشتريان بزرگترين منبع يادگيري شمايند)
بيل گيتس
(بدبين درهر فرصتي مشكل را و خوشبين درهرمشكلي فرصت را مي بيند )
مي بيند چرچيل
(هرگز از كسي كه هميشه با من موافق بودچيزي نياموختم)
شريعتي
(نگرش چيز كوچكي است كه تفاوتي بزرگ مي سازد)
وينستون چرچيل
(بزرگي به جايي نيست كه ايستاديم به جهتي است كه درآن مي رويم)
هولمز
(بيشتر آنچه كه مديريت مي ناميم ايجاد مشكل دركار مردم است)

دراكر
(فايده دويدن چيست اگر درجاده صحيح نيستيد)
ضرب المثل آلماني
(مديريت چيزي بيش از ايجاد انگيزه در ديگران نيست)
لي اياكوكا
(وقتي نمي تواني مسئله اي را حل كني ، مديريتش كن)
رابرت شولر
(آنچه سرنوشت مارا تعيين مي كند . شرايط زندگي مان نيست بلكه تصميم هاي ماست.بدبختي يا خوشبختي ما معلول انديشه و عمل ماست)
اديسون
(اگر پيام خود را در قالب حق بريزيد و به زيور عقل بياراييد دنيا و آخرت از آن شماست)
اديسون
(اگر اغلب مردم با نظر من موافق باشند ، آنوقت اين گمان در من ايجاد مي شود كه نكند اشتباه ميكنم)
اديسون

(اگر تنها ابزارتان چكش باشد باهر چيز مثل ميخ رفتار مي كنيد)
مازلو
 

(باهوش مسئله را حل مي كند ،خردمند از آن جلوگيري ميكند)
انيشتن
(حتي اگر در مسير درست باشي اما آنجا بنشيني از رويت رد ميشوند)
ويل راجرز


نکاتی جالب در مدیریت 

 


يك مدير خوب، قبل از همه كارهاي مديريتي اول بايد بتواند خود را مديريت صحيح ودرست كند 
توجه داشته باشيد دانش و تجربه، هيچ كدام به تنهايي رهگشا نيستند، مثل اكسيژن و هيدروژن كه از تركيب معيني از آنها هواي تنفس ما تأمين مي‌شود، مي‌توان با آميختن دانش و تجربه، راهكارهاي حياتي و استثنايي خلق كرد.
 از هر فرصتي براي استخدام و به كارگيري افراد برجسته استفاده كنيد. 
به خاطر داشته باشيد رعايت استانداردهاي محيط كار در كارايي كارمندان مؤثر است. 
با فرق گذاشتن بيهوده بين افراد گروه، انگيزه كاري آنها را از بين نبريد. 
از مشورت و نظرخواهي با نيروي جوان ابايي نداشته باشيد.
 با رفتارهاي ضد و نقيض، اعتماد زيردستان را از خود سلب نكنيد.
 در به وجود آوردن فضاي رقابتي سالم، كوشا باشيد.
 براي ارتقاي سطح دانش كارمندان و افزايش بهره‌وري آنان، كلاسهاي آموزشي ترتيب دهيد و از لوازم كمك آموزشي بهره گيريد.
 دقت كنيد كه توبيخ كارمند خطاكار، بايد متناسب با اشتباهاتش تعيين شود.
 مطمئن شويد مأمور خريدي كه براي سازمان در نظر گرفته‌ايد، علاوه بر كارداني و رعايت اصول درست بازاريابي، مورد اعتماد، زرنگ و خوش‌سليقه نيز هست و همان‌گونه كه بر قيمت كالاها توجه دارد، بر زيبايي و كيفيت آنها نيز اهميت مي‌دهد. 
در صورت لزوم با قاطعيت نه بگوييد. 
سعي كنيد با اصول ساده روانشناسي آشنا شويد.
طوري رفتار كنيد كه ديگران شما را به عنوان الگو انتخاب كنند و آينده كاري دلخواه خود را در قالب شخصيت شما مجسم كنند.
 هرگز در حضور كارمندان با ديگر معاشرين خود، پشت سر افراد بدگويي نكنيد. 
رعايت سلسله مراتب كاري را به مسئولين و سرپرستان گوشزد كنيد. 
براي آزمودن كارمندانتان با آزمايشهاي فاقد ارزش و بي‌اساس، شخصيت آنان را زير سؤال نبريد. 
با شروع به موقع جلسات، وقت‌شناسي را عملاً به حاضرين بياموزيد.
 براي گيراتر شدن سخنان خود، هميشه چند عبارت كليدي از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشيد و در موقع لزوم آنها را به كار ببريد.
 در انجام كارها به سه نكته بيش از بقيه نكات توجه كنيد: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس. 
انتقاد پذير باشيد. 
با بي‌توجهي، تلاش و زحمات زيردستان را بي‌ارزش نكنيد. 
با وسواس بيهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهيد و به خاطر داشته باشيد زمان براي شما متوقف نمي‌شود.
براي حل مشكلات احتمالي، دورانديش باشيد و مطمئن باشيد با در نظر داشتن چند راهكار تخصصي، هرگز در موارد اضطراري غافلگير نخواهيد شد.
 نقش تبليغات را در سودآوري سازمان ناديده نگيريد.
- خواسته‌هاي خود را واضح و روشن بيان كنيد و اطمينان حاصل كنيد كه كارمندان به خوبي از جزئيات وظيفه‌اي كه به عهده آنان است، مطلع هستند.
- از هر كس، مطابق دانش و تجربه‌اش توقع داشته باشيد تا بهترين نتيجه را بدست آوريد.
- وظايف كارمندان را متناسب با توانايي‌هاي فيزيكي و حرفه‌اي آنان تعيين كنيد.
- اگر از موضوعي علمي اطلاعي نداريد، يا احتياج به توضيحات بيشتري داريد، بدون هيچ ترديدي سؤال كنيد.
- در موارد بحراني، خونسردي خود را حفظ كنيد و چند استراتژي بحران‌زدايي مناسب با فعاليت سازماني خود را پيش‌بيني و طراحي كنيد تا در موارد لزوم از آنها استفاده كنيد.
- از رفتارهايي كه شما را در سازمان عصبي معرفي مي‌كند، پرهيز كنيد.
- انتقامجو نباشيد.
- زمان پياده‌سازي تصميم‌گيري‌ها، به اندازه اخذ تصميمات، مهم است. چون ممكن است اجراي يك نقشه خوب تجاري در زمان نامناسب با شكست روبه‌رو شود.
- در مورد چيزي كه نمي‌دانيد، به كسي اطلاعات اشتباه ندهيد و از گفتن نمي‌دانم، هراسي نداشته باشيد.
- با محول كردن مسئوليت به كارمندان مستعد و خلاق، زمينه رشد و خلاقيت آنان را فراهم كنيد.
- بدون تفكر و درنگ پاسخ ندهيد.
- نحوه چيدمان ميز كارمندان و محل استقرار آنها را طوري انتخاب كنيد كه افراد فراموش نكنند در محل كارشان هستند و نبايد بيش از حد مجاز باز هم به گفت‌و‌گو بپردازند.
- حرفه‌اي‌ترين و بهترين حسابدار و مشاور حقوقي را استخدام كنيد.
- به مشكلات مالي افراد توجه كنيد و درخواستهاي موجه اخذ وام آنان را به تعويق نيندازيد. 
هميشه به خاطر داشته باشيد تواضع و متانت بر شكوه شما مي‌افزايد.
- اگر قاطعيت مدير با مهرباني توأم باشد، تأثير شگفت‌انگيزي بر اطرافيان خواهد داشت و فرمانبري با ترس جاي خود را به انجام وظيفه با حس مسئوليت‌پذيري مي‌دهد.
- سامانه‌اي را جهت اخذ پيشنهاد اختصاص دهيد و به كارمندان اطمينان دهيد كه در كمال رازداري به پيشنهادهاي مطرح شده رسيدگي مي‌كنيد.
- مطمئن شويد كه حق و حقوق ديگران توسط مسئولين و سرپرستان سازمان رعايت مي‌شود.
- چند ساعت از يك روز مشخص در ماه را به بازديد از سطوح مختلف سازمان و گفت‌وگوي رودررو با كارمندان اختصاص دهيد.
- در سمينارهاي مرتبط با فعاليت خود شركت كنيد.
- در كمك رساني‌هاي مراسم خيريه پيشقدم باشيد. 
با درايت و زيركي هميشه در كمين شكار فرصتهاي طلايي باشيد.
- صبر و حوصله را از مهمترين اركان موفقيت تلقي كنيد.
- مسئوليت‌پذير باشيد. 
به منظور اطلاع حاصل كردن از مطالب جديد علمي، در چند سايت اينترنتي مرتبط عضو شويد.
 

 (يك مرد براي منافعش سخت تر ميجنگد تا براي حقوقش )

ناپلئون

 (خردمند بيش از آنكه فرصتها را بيابد آنهارا مي سازد)

ف . بيكن

(بيش از حد فكر كردن براي انجام كاري ، بانجام نشدنش ميانجامد)

يانگ

ده مرحله برای رسیدن به خود مدیریتی

 

خلاصه:
تغییر عادات و رویه‌های بد و پذیرش نقاط ضعف، بنیاد و پایه خود مدیریتی است. بنابراین اجازه دهید تا از این ده مرحله عبور کنیم تا این اصول را به طور موثری تقویت نماییم.
تغییر عادات و رویه‌های بد و پذیرش نقاط ضعف، بنیاد و پایه خود مدیریتی است. بنابراین اجازه دهید تا از این ده مرحله عبور کنیم تا این اصول را به طور موثری تقویت نماییم.
برچسب‌ها: مدیریت بر خود ، مدیریت شخصی ، مدیریت
آنچه می‌گویید و نحوه بیان آن را کنترل کنید.
آنچه می‌گویید کنترل کنید. به کلماتی که از دهان شما خارج می‌گردد، مدیریت کنید. این حقیقتی شناخته شده است که گوش کردن بیش‌از سخن گفتن، منفعت دارد(به هر حال ما دو گوش داریم و یک دهان). همچنین به خاطر داشته باشید که سخن گفتن در میان کلام دیگران بی‌ادبانه است. بنابراین باید تصمیم بگیرید چه زمانی بهتر است ساکت باشید و گوش کنید و چه زمانی بر نقطه‌نظر خود پافشاری کنید. حفظ تعادل کلید یک محاوره روان است، اما اگر رعایت این‌کار برایتان دشوار است، ساکت بمانید.

یکی از مشخصات افراد بسیار موفق و مشهور آن‌است که ظاهرا شنونده خوبی هستند. در حقیقت این امر زاده خود‌‌ مدیریتی است. آنان به تعادلی میان شنیدن و سخن گفتن رسیده‌اند.

-خود کنترلی را از‌دست ندهید
از دست دادن خود‌کنترلی به سرعت کفه تعادل را به نفع دیگران برهم می‌زند. بسیاری از افراد مقادیر بسیار زیادی از ثروت و قدرت خویش را به خاطر انتقام‌گیری خشم و تلاش برای بازاریابی خویش، از دست می‌دهند.

مطمئن گردید که چهره شما همواره نشانه‌ای دال بر لبخند یا تفکر داشته باشد. اگرهرگز از خود خشم، ناراحتی یا عدم کنترل نشان ندهید، همواره چهره‌ای قابل‌اعتماد خواهید بود و موقعیت را در کنترل خود خواهید داشت. وقتی کنترل خود‌را از دست بدهید همه‌چیز را از دست خواهید داد.

بنابراین از مغز خود استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که آنچه دیگران می‌گویند، فکر می‌کنند و یا انجام می‌دهند، اهمیتی ندارد، فقط آنچه شما انجام می‌دهید، مهم است.

-کار دشوار را در ابتدا انجام دهید
نکته سودمندی که در طی سال‌ها تجربه‌ام دریافتم این‌است که همواره کار دشوار را در ابتدا باید انجام داد و این‌کار نیاز به خود‌انضباطی دارد ولی بسیار آسان است. آقای شکست می‌گوید: اون رو بعد انجام بده، مشغول کاری بشو که جالب‌تر و لذت‌بخش‌تر باشه. اما آقای موفقیت می‌گوید: الان انجامش بده و وقتی تمامش کردی، احساس رضایت می‌کنی. همانند تمام عادات خوب، کمی طول خواهد کشید تا این عادات را کسب کنید ولی بزودی صورت خودکار به خود خواهد گرفت.

احتمالا این نیز یکی از مشخصه‌های افراد موفق است که ابتدا کار دشوار را انجام می‌دهند. اگر فقط یک نکته و اندرز بخواهید بگیرید، همین است. این کار پاداش بسیار فراوانی دارد و باعث کاهش استرس، افزایش احترام، موفقیت بشر، خود مدیریتی و خود کنترلی و در نهایت خوش اقبالی می‌گردد.

- به خودتان پاداش دهید
پس‌از آنکه کار دشوار را به پایان رسانیدید به خودتان پاداشی بدهید که انتظار آن‌را داشته باشید. اکثر ما در زمان کودکی و برای خوردن دارویی تلخ، قول شیرینی را از والدین خود گرفته‌ایم. همین کار را برای خودتان انجام دهید. این‌کار محرکی برای به اتمام رساندن آن‌‌کار دشوار و ادامه کار است (البته پس‌از گرفتن پاداش). پاداش من پس‌از یک تمرین ورزشی، یک دور شناست.

- از یک سیستم مدیریت زمان استفاده کنید
زمان ارزشمندترین منبع شما است. آقای شکست شما را تشویق می کند که آن را نادیده بگیرید. همین الان از خودتان صادقانه بپرسید: آیا از وقت خود با کارایی که می‌تواند باشد، استفاده می‌کنید؟ اگر جواب منفی است، آقای شکست و خود مدیریتی شما حاکمیت دارد.

- تناسب اندام خود را حفظ کنید.
معاینه کامل دوره‌ای کاری عاقلانه است، اما در میان این معاینات نیز باید بدن خود را در بهترین حالت نگه داریم. همچنان که بارها گفته‌ام، مغز در بدن سالم بهتر کار می‌کند.

در طی سالیان، من چند مرحله افسردگی راتجربه کرده‌ام، اما زمانی که ورزش منظم انجام می‌دادم و بدنم در وضعیتی مناسب، قوی و سالم بود، هرگز دچار افسردگی نشدم. اگرچه من از لحاظ پزشکی صلاحیت اظهارنظری ندارم، اما تجربه و نتایج خودم را می‌توانم بگویم. بنابراین برای‌ آنکه از زندگی لذت بیشتری ببرید، بدن خود‌را مدیریت کنید.

- زیاده‌ روی نکنید.
من عاشق خوردن و نوشیدن هستم. اعتراف می‌کنم که از انجام بسیاری از وسوسه‌های موجود، لذت می‌برم. اما زیاده‌روی در هر شکلی که باشد معلول پیام‌های آقای شکست است و نتیجه این‌‌ همان است که آقای شکست امیدوار است، یعنی رخوت و افسردگی و بیماری. مطمئن گردید که تعادل را در همه امور رعایت می‌کنید.

- با وسوسه‌ها و تعلل‌ها مقابله کنید
تعلل یعنی به تاخیر انداختن کاری که باید انجام گیرد. من پیشتر گفته بودم که هیچ فرد موفقی نبوده‌است که تعلل در کار خود نشان داده باشد. تعلل و موفقیت محال است که با هم باشند.

این چهار کلمه « همین الان انجام بده» دارای نیروی خود انگیزشی عظیمی است. این ضرب‌المثل را به خاطر داشته باشید، کار امروز را به فردا میفکن و آن‌را عمل کنید.

- به خود بگویید من اراده‌ای قوی دارم.
نگویید که من اراده ندارم و یا اراده من ضعیف است. بلکه بگویید من اراده عظیمی دارم. و به گفتن این جمله ادامه دهید! همچنانکه این کتاب را می‌خوانید اهمیت فراوان این پیام را درک می‌کنید. تاکید و تصدیق منظم و مثبت تبدیل به تصویر می‌گردد و در نهایت نتایج مطلوب را می‌آفریند ( و البته برعکس)

به همسر یا فرزندان خود بگویید «تو اراده عظیمی داری» همین باعث می‌گردد که آنان در برابر وسوسه مقاومت کنند. آن اراده‌ای که همه خواهان آن هستیم از طریق خود مدیریتی برای همه ما قابل حصول است. فقط 30 روز آن‌را تمرین کنید. هرگاه آقای شکست شروع به وسوسه کرد، بگویید: «من اراده عظیم دارم» و از دیدن نتایج این‌کار حیرت زده خواهید شد.

- خود را باور کنید
افکار، عواطف، لذت‌ها، خشم و منش و روحیه خود‌را مدیریت کنید، زیرا همه ما قادر به کنترل خود هستیم. این سناریوی کوچک را تصور کنید. زن و شوهری در حال مشاجره شدید هستند در همان حال در زده می‌شود و دو تن از دوستان آنان پشت در هستند. این زوج چگونه این موقعیت را مدیریت می‌کنند؟ شخصی که در را باز می‌کند به فوریت افکار، رفتار، روحیه و حالت چهره خود را کنترل می‌کند. زمانی که مهمانان وارد منزل می‌شوند، دیگری نیز به یقین همین تغییرات را در خود انجام داده است. اگرچه جو کلی کمی تغییر کرده‌است، اما به خاطر این وقفه، خشم واقعی به ناکهان کنترل شده‌است. همانگونه که می‌بینید ما می‌توانیم خودرا کنتل کنیم فقط بستگی به این دارد که چقدر به این کنترل نیاز داشته باشیم.

یکی از بزرگترین ورزشکاران نیمه دوم قرن بیستم، دونده انگلیسی سباستین کو بود. من صحبت‌های او را درباره قدرت عظیم اراده، خود انضباطی، خود کنترلی و خود مدیریتی به یاد دارم که همان‌ها او را تبدیل به رکورددار جهان و المپیک در دوی 800 متر و 1500 متر کرده بود. او حتی در صبح کریسمس نیز از رختخواب بیرون آمد تا تمرینش را انجام دهد. پس‌از شام کریسمس نیز به جلسه تمرین برگشت. او هر روز بی‌رحمانه تمرین می‌کرد.

سباستین کو چگونه توانسته بود چنین روحیه‌ای بدست آورد؟ آیا وی اراده‌ای قوی‌تر از ما داشت؟ آیا انضباط وی بیشتر بود؟ آیا خود کنترلی و خود مدیریتی وی کاراتر از ما بود، به یقین بله و با اجازه این‌را نیز اضافه می‌کنم که این امر به دلیل هدف، بینش و خواست شدید وی برای قهرمان جهان و المپیک شدن بود. بله، او بهایی پرداخت که به یقین از منافع آن لذت برد!

منبع:
برگرفته از کتاب هنر موفق بودن نوشته ریچارد دنی - مترجم: مهدی غروی - نشر آزادمهر

(مهمترين وسيله يك دفتر كار سبد دورريختنيها ست)
مالكوم فوريس
(
كاري كه هروقت قابل انجام باشد هيچوقت انجام نميشود)
مثل اسكاتلندي
( مشكل ندانستن راهكار نيست ، بلكه نشناختن مسئله است)
چسترتون
( مشكل ندانستن راهكار نيست ، بلكه نشناختن مسئله است)
چسترتون
استیو جابز به عنوان بهترین مدیر دهه اخیر انتخاب شد
مجله معروف "فورچون" استیو جابز مدیر اجرایی و بنیانگذار شرکت اپل را به عنوان بهترین مدیر اجرایی دهه اخیر انتخاب کرد.

استیو جابز به دلیل ابتلا به سرطان پانکراس از ژانویه گذشته از ریاست اپل کناره گیری کرده و در آوریل 2009 تحت عمل جراحی پیوند کبد قرار گرفت.

وی به دلیل بیماری دو بار از شرکت در مجامع عمومی اپل امتناع کرد که نخستین بار در 6 ژانویه در اجلاس "دنیای مک" و دومی در 9 ژوئن 2009 در اجلاس WWDC اتفاق افتاد که در اجلاس دوم به جای جابز، فیل شیلر معاون رئیس اپل "آی- فن" جدید این شرکت را معرفی کرد.

نخستین حضور رئیس اپل در اجلاس این شرکت در 9 سپتامبر 2009 انجام شد. در این اجلاس استیو جابز نسل جدیدی از "آی- پاد" را عرضه کرد و و اظهار داشت که پیوند کبد خود را از یک جوان 25 ساله که در یک حادثه رانندگی جان خود را از دست داده بود دریافت کرده است.

اکنون مجله فورچون در رده بندی جدید خود، استیو جابز را به عنوان بهترین مدیر دهه اخیر برگزیده است.

به نوشته این مجله، دهه استیو جابز از سال 1997 آغاز شد. زمانی که این مدیر اجرایی پس از دوازده سال دوری به هدایت اپل بازگشت و خط تولید رایانه های "آی- مک" را راه اندازی کرد.

موفقیت این دستگاه موجب شد که ساختار مدیران ارشد این شرکت از نوع چیده شده و مشکلات مالی این اپل که در حال توسعه محصولات جدید بود حل شود.

از مهمترین محصولات اپل که ارزش تکنولوژیکی بالایی دارند و همگی در دهه اخیر عرضه شده اند می توان به "آی- پاد"، "آی- تیونز" و "آی- فن" اشاره کرد

.

کارمندان جدید برای کدام بخش مناسبند ؟!

 


براي اينکه تشخيص دهيد کارمندان جديد را بهتر است در کدام بخش به کار بگماريد، مي توانيد به ترتيب زير عمل کنيد:

400 عدد آجر در اتاقي بگذاريد و کارمندان جديد را به آن اتاق هدايت نماييد. آنها را ترک کنيد و بعد از 6 ساعت بازگرديد. سپس موقعيت ها را تجزيه و تحليل کنيد:

* اگر دارند آجرها را مي شمرند، آنها را در بخش حسابداري بگذاريد.

* اگر از نو (براي بار دوم) دارند آجرها را مي شمرند، آنها را در بخش مميزي بگذاريد.

* اگر همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند، آنها را در بخش مهندسي بگذاريد.

* اگر آجرها را به طرزي فوق العاده مرتب کرده اند، آنها را در بخش برنامه ريزي بگذاريد.

* اگر آجرها را به يکديگر پرتاب مي کنند، آنها را در بخش اداري بگذاريد.

* اگر در حال چرت زدن هستند، آنها را در بخش حراست بگذاريد.

* اگر آجرها را تکه تکه کرده اند، آنها را در قسمت فناوري اطلاعات بگذاريد.

* اگر بيکار نشسته اند، آنها را در قسمت نيروي انساني بگذاريد..

* اگر سعي مي کنند آجرها ترکيب هاي مختلفي داشته باشند و مدام جستجوي بيشتري مي کنند و هنوز يک آجر هم تکان نداده اند، آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذاريد.

* اگر اتاق را ترک کرده اند، آنها را در قسمت بازاريابي بگذاريد .

* اگر به بيرون پنچره خيره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ريزي استراتژيک بگذاريد.

* اگر بدون هيچ نشانه اي از تکان خوردن آجرها با يکديگر در حال حرف زدن هستند، به آنها تبريک بگوييد و آنها را در قسمت مديريت قرار دهيد.

نحوه ایراد یک سخنرانی قانع کننده

از آنجایی که شما این متن را برای مطالعه انتخاب نموده اید، بدیهی است که تا حدی از مزایای یک سخنرانی مجاب کننده با اطلاع هستید. هدف هر سخنران این است که سایرین را قانع کند تا در مسیر دلخواه او قدم بردارند.

این امر نه تنها به عنوان جزئی لاینفک برای افرادی که مطالب انگیزشی بیان می کنند، مسئول تامین سرمایه بوده، و یا مدیر فروش هستند محسوب می شود، بلکه برای کسانیکه مسئول تفسیر پروژه، شرح بودجه، و یا گزارش های فنی هستند نیز لازم است. به هر حال حتی برای موارد پیش پا افتاده که شاید به نظر ما، ارتباط کلامی در آن نقش مهمی را بازی نکند، باز هم ایراد یک نطق فصیح در بالابردن درجه اعتبار، توانایی، و پذیرش گوینده از سوی مخاطبین موثر خواهد بود.

سخنرانی

**به این دلیل صحبت می کنیم که
بر روی مخاطبانمان تاثیر بگذاریم**
چه تکنیکی می تواند به ما کمک کند تا به یک چنین هدفی دست پیدا کنیم؟
خوشبختانه گستره ی وسیعی از فنون سخنرانی پیرامون متقاعد کردن سایرین پیش روی ما قرار دارد. مایلیم تا شما را به مطالعه ی متن ذیل دعوت کنیم.


*تکنیک های ساختاری

رئوس مطالب و شکل کلی نطق
خود را از روزمرگی ها جدا سازید. فن بیان خود را تغییر بدهید و شیوه ای را انتخاب کنید که کالا و یا خدماتتان به واسطه ی آن "به فروش " برسد. سعی کنید یک داستان جالب تعریف کنید، در مورد باید ها و نباید ها صحبت کنید، لیستی از جملات تاکیدی مثبت تهیه کنید. آگاه باشید که مخاطب شما با چه چیزی بهتر ارتباط برقرار می کند.


آنها را با منطق راهنمایی و هدایت کنید
منظور خود را پله به پله بیان کنید تا طرف مقابل به طور کامل متوجه عناوین مختلف بشود. مواردی که می خواهید به آنها اشاره کنید را می توانید به شکل های متعددی سازماندهی نمایید؛ به عنوان مثال از فرمت قدیمی 1و 2 و 3 گرفته تا رویکردهای زمانبندی شده و یا رویکرد علت و معلولی. در اینجا مسئله ای که دارای اهمیت بالایی می باشد این است که پی در پی توجه شنونده را به خودتان جلب کنید و ببینید با شما همراه است یا خیر.


*عناصر معتبر کننده

مقامات بالا و اولیای امور
نقل قول کردن از مقامات شناخته شده در زمینه مبحث مورد نظر، نشان می دهد که شما هم تکالیفتان رابه خوبی انجام داده اید و هم برروی بحثی که مطرح کرده اید اجحاف کامل دارید.
منابع و ماخذ اطلاعاتی خود را مرتب و منظم سازماندهی نمایید.
هیچ گاه نباید مخاطبین را پیرامون صحت و سقم مطالب خود در شک و تردید رها کنید. آنها باید بدانند که اطلاعات خود را از کجا بدست آورده اید. منبع اطلاعاتی باید موثق باشد تا بتوانید آنرا در اختیار مخاطبین قرار دهید.


تجربه شخصی
در حین سخنرانی دیگران باید به چشم یک فرد با نفوذ و مقتدر که احاطه ی کامل به مطالب دارد به شما نگاه کنند. تجربه های فردی شما یکی از معیارهای بنیادینی است که شما را در چشم شنوندگان خوش می درخشاند. مطمئن شوید که لیستی از تجربیات فردی خود را در مقدمه عنوان کرده باشید؛ در عین حال بخشی از آنها را به صورت نامحسوس در لا به لای جمله هایتان بگنجانید. به عنوان مثال: "در طول 15 سال سابقه ای که من در این حرفه کسب کرده ام....." و یا " هر 1000 مرتبه ای که ما پروژه های اینچنینی را اجرا کرده ایم....". عباراتی از این دست ستون های بیشتری را به ساختمان اعتبار شما اضافه می کنند.


مرجع صدور درخواست سخنرانی
از جمله نکاتی که مخاطبان برای آن ارزش زیادی قائل هستند این است که "گوینده کیست". آنها در ذهن خود همواره با این سوال روبرو هستند: "شما چه کسی هستید که فلان چیز را معرفی می کنید؟"
شما باید در ابتدای سخنرانی عنوان کنید که درخواست ایراد سخنرانی از سوی چه کسی بوده است. ممکن است علت سخنرانی متفاوت باشد: شما یک پروژه را انجام می دهید و در حال گزارش دادن در مورد آن هستید، یک تجربه ی مشترک در این زمنیه داشته اید، از سوی شخص مهمی که در گروه آنهاست به این سخنرانی دعوت شده اید، در مورد این مطلب بنا به درخواست هیئت مدیره تحقیق کرده اید و ... به هر حال دلیلش هر چه که هست در ابتدا باید به آن اشاره کنید. حتی می تواند به سادگی جمله ای به این شرح باشد: "شما در ملاقات آخر از من خواستید که..."


اخص بودن
کدامیک از دو گزینه ی زیر برای شما از اهمیت بیشتری برخوردار است؟ "زمین از بین خواهد رفت" و یا "یک شهاب سنگ ماه آینده با زمین برخورد خواهد کرد"
به کدامیک از این دو راحت تر کمک مالی خواهید کرد؟ "بچه های فقیری که در آنسوی مرزها هستند" یا " زینب 4 ساله ای که آشغال ها را زیر و رو می کند تا غذایی برای خود پیدا کند". شنونده ها نیاز به آیتم های ملموس و عینی دارند تا بتوانند راحت تر با آن ارتباط برقرار کنند. شما می بایست مانند یک نقاش حرف های خود را برایشان به تصویر بکشید.

*شروع و خاتمه

شروع
به آنها بگویید که چرا باید گوش بدهند... چرا الان در مقابل آنها قرار گرفته اید و در مورد این مطلب صحبت می کنید؟


خاتمه: نه رها سازی
صحبت های خود را با یک نتیجه گیری تمام و کمال به پایان برسانید و بعد از شنوندگان بخواهید تا واکنش و یا پاسخ خود را مطرح نمایند؛ به عنوان مثال: " حالا که شما از این مشکلات با خبر شدید، آیا می توانیم روی کمک شما در این پروژه حساب کنیم؟"


لغات، عبارات و جمله ها
بررسی های متعدد حاوی این مطلب هستند که یک سخنگوی زبده همواره کلام خود را محکم، قاطعانه، قابل درک، شفاف و مشروح به گوش مخاطبان می رساند. با صدای رسا جملات را بیان کنید و فاکتور شفاف سازی را از ذهن دور نکنید. به عنوان مثال برای عنوان کردن یک مشکل بهتر است از عبارت "ما به مشکل برخورد کردیم" استفاده کنید تا اینکه بگویید: "این نکته نظر ما را به خود جلب کرده است که مشکلی وجود دارد".

جامعیت
از عباراتی نظیر تیم ما، کار کردن با آنها، همه ما، با هم، و کلماتی از این قبیل استفاده کنید.

سخنرانی

از لغات پربار استفاده نمایید
تحقیقات حاکی از این امر هستند که مردم نسبت به لحن برخی از لغات واکنش های مثبت از خود بروز می دهند. برخی از این واژگان به شرح زیر می باشند: "مترقی" "طبیعی" "خالص" "تست شده" و "توصیه شده". به طور کلی می توان گفت هر واژه ای که میزان اعتبار کلام شما را بالاتر ببرد، چه برای مصرف کننده و چه برای شنونده ارزش بالایی پیدا می کند. حتماً مطالب خود را ویرایش کرده و چند نمونه از این کلمات را در آنها بگنجانید.
جملاتی که قانع می کنند نه اینکه گیج کنند

نوسان حالت و خلق و خو
هر بند از مفاهیم را با حالت خودش عجین کنید. اگر در مورد یک مسئله تراژدیک و غمناک با پوزخند و تمسخر صحبت کنید، مخاطب به شما مشکوک می شود. همچنین اگر بگویید که مثلاً پروژه ای را با نهایت اشتیاق و انرژی قبول می کنید اما چهره ای سست و مایوس به خود گرفته باشید، طرف مقابل احساس خوبی نسبت به شما پیدا نخواهد کرد.
 

چند نکته درباره‌ی نحوه برخورد با مشتریان ناراضی
نويسنده(ها): علی حریری
زمينه: فروش
اشاره:

 

 

جوهره استراتژي انتخاب چيزيست كه نبايد انجام داد.
مايكل پورتر

 

 (انجام غلط كار درست خيلي بهتر از انجام درست كار غلط است)
ايكاف

مديريت موثر همواره به معني پرسيده پرسش درست است

رابرت هلر

اگر درهيچ چيزي ريسك نكرديد ريسك بيشتري كرده ايد

اريكا جونگ